My Iran | همه چیز درباره ایرانیان free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
|
تاريخ ايرانزمين از دورترين دوران تا سال 628 ميلادي |
|||||||
|
دراين بخش، تاريخ ايران را از روزگاران بسيار دور مورد مطالعه قرار خواهيم داد. خواهيم ديد كه قوم ايراني چگونه برصحنهي جعرافيا و تاريخ ظاهر شد. زرتشت و دين ايراني را، از چشمانداز تاريخي و نيز با مطالعه در گاتاي زرتشت، از نظر خواهيم گذراند. تمدنهاي ماقبل مادها در ايران را مطالعه خواهيم كرد. تشكيل پادشاهي ماد را خواهيم ديد. سپس نظاره گر شكوه تمدن ايراني درزمان شاهنشاهي هخامنشي خواهيم بود. به تماشاي برافتادن شاهنشاهي هخامنشي توسط اسكندر مقدوني خواهيم نشست و نظارهگر تشكيل دولت سلوكي در ايران خواهيم بود. احياي شاهنشاهي ايران توسط پارتيان را مطالعه خواهيم كرد وشوكت ايران در زمان آنها را خواهيم ديد. نقش مثبت و سازندهي تمدن ايراني در خاورميانه باستان را تماشاگر خواهيم بود. سپس مطالعاتمان را با برافتادن شاهنشاهي پارتيان به دست اردشير بابكان دنبال خواهيم كرد و شكوه ايران در دوران ساساني را خواهيم ديد. اين مطالعات را تا پايان شاهشاهي خسروپرويز ادامه خواهيم داد. ضمن اين مباحث، به ظهور مزدك و ماني و اثر آنها برتمدن و فرهنگ ايراني نيز خواهيم پرداخت. |
|||||||
|
فروپاشي شاهنشاهي ساساني و فتوحات عرب در ايران |
|||||||
|
در اين بخش كه با روي كار آمدن يزدگرد سوم آغاز خواهد شد، نظارهگر فروپاشي شاهنشاهي ايران خواهيم بود. خواهيم ديد كه چگونه قبايل عربستان در نيمههاي سال 12 هجري به صدد خزشي همهجانبه به بيرون از مرزهاي عربستان خواهند افتاد و تا سال 13 هجري درميان آشوبهائي كه ايران و دولت و ارتش ايران را فراگرفته است سرزمين حيره را از دامن عراق جدا خواهند كرد. سپس شكست ارتش يزدگرد سوم به فرماندهي رستم فرخزاد در جنگ معروف قادسيه را خواهيم ديد. آنگاه نظارهگر سقوط پايتخت ساساني، عراق، خوزستان و به دنبال آن مناطق غربي و مركزي ايران خواهيم بود و رخدادهاي مربوط به فتوحات عرب و فروپاشي نهائي ايران و برافتادن شاهنشاهي را دنبال خواهيم كرد، و وقايع را تا سال 99 كه فتوحات عرب در ايران به نهايت خويش ميرسد پي خواهيم گرفت. |
|||||||
|
فرزندان سبكتگين، زمينهسازان حاكميت ترك در ايران |
|||||||
|
در اين بخش، رخدادهائي كه به برافتادن پادشاهي سامانيها انجاميد را ازنظر خواهيم گذراند، شاهد افتادن خراسان و بخشهائي از ايران به دست محمود سبكتگين خواهيم بود. جهاد محمود سبكتگين در هندوستان را از نظر خواهيم گذراند. شاهد جنايات محمود و مسعود غزنوي در ايران و نابودسازي كتابخانهها و مراكز فرهنگي و اعدام فرزندانگان ايراني به دست او خواهيم بود. رواج همجنسبازي و غلامبارگي در دربار غزنوي را نظاره خواهيم كرد. بيلياقتي مسعود غزنوي در كشورداري را خواهيم ديد كه سرانجام تركان سلجوقي را تشويق ميكند كه ايران را از دست او بگيرند و او را به هندوستان بگريزانند. |
|||||||
وقتي از جنگل صحبت مي کنيم ، بي درنگ منطقه سرسبز شمال و درختان سر به فلک کشيده اي را به خاطر مي آوريم که سالهاست در اين منطقه ريشه کرده اند. اما در جنوب کشورمان نيز جنگلي وجود دارد که درختان آن در آب ريشه دارند. حرا را يك ايراني از هندوستان به ايران آورد و در نزديكي بندر لافت قشم كاشت. زيبندگي حراها بيشتر در جزيره قشم به خصوص مثلث لافت، گورزين و كوران است. اين جنگل از بندر لافت تا روستاي طبل در نواري به عرض 50 تا 500 متر كشيده شده و محدودهاي برابر 150 كيلومتر و مساحتي معادل 7 هزار و 236 هكتار را در بر گرفته است. امكان سفر دريايي و تفريحي در بين درختان حرا و ديدن بيش از 100 گونه از پرندگان بومي و مهاجر، زيبايي خاصي به سياحت مسافران ميدهد.
جنگل حرا |
جنگل حرا |
جنگل حرا |
جنگل حرا |
جنگل حرا |
جنگل حرا |
جنگل حرا |
وصیت نامه داریوش کبیر:
اينک من از دنيا ميروم بيست وپنج کشور جزء امپراتوري ايران است. و در تمام اين کشور ها پول ايران رواج دارد وايرانيان در آن کشور ها داراي احترام هستند . و مردم کشور ها در ايران نيز داراي احترام هستند.
جانشين من خشايار شا بايد مثل من در حفظ اين کشور ها بکوشد . وراه نگهداري اين کشور ها آن است که در امور داخلي آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.
اکنون که من از اين دنيا مي روم تو دوازده کرور در يک زر در خزانه سلطنتي داري و اين زر يکي از ارکان قدرت تو ميباشد . زيرا قدرات پادشاه فقط به شمشير نيست بلکه به ثروت نيز هست . البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين ذخيره بيفزايي نه اينکه از آن بکاهي . من نمي گويم که در مواقع ضروري از آن برداشت نکن ، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولين فرصت آنچه برداشتي به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبار هاي غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن اين انبار ها را که از سنگ ساخته مي شود وبه شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبار ها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن بوجود نمي آيند و غله در اين انبار ها چند سال مي ماند بدون اينکه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبار هاي غله ادامه بدهي تا اينکه همواره آذوقه دو و يا سه سال کشور در آن انبار ها موجود باشد . و هر ساله بعد از اينکه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبار ها براي تامين کسري خواروبار از آن استفاده کن و غله جديد را بعد از اينکه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو هرگز براي آذوغه در اين مملکت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشکسالي شود .
هرگز دوستان ونديمان خود را به کار هاي مملکتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو کافي است . چون اگر دوستان ونديمان خود را به کار هاي مملکتي بگماري و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمايند نخواهي توانست آنها را به مجازات برساني چون با تو دوست هستند و تو ناچاري رعايت دوستي بنمايي .
کانالي که من ميخواستم بين شط نيل و درياي سرخ بوجود بياورم هنوز به اتمام نرسيده و تمام کردن اين کانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد تو بايد آن کانال را به اتمام برساني و عوارض عبور کشتي ها از آن کانال نبايد آنقدر سنگين باشد که ناخدايان کشتي ها ترجيح بدهند که از آن عبور نکنند .
اکنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اينکه در اين قلمرو ، نظم و امنيت برقرار کند ، ولي فرصت نکردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين کار را به انجام برساني . با يک ارتش قدرتمند به يونان حمله کن و به يونانيان بفهمان که پادشاه ايران قادر است مرتکبين فجايع را تنبيه کند .
توصيه ديگر من به تو اين است که هرگز دروغ گو و متملق را به خود راه نده ، چون هردوي آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغ گو را از خود دور نما . هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط نکن ، و براي اينکه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون ماليات وضع کردم که تماس عمال ديوان با مردم را خيلي کم کرده است و اگر اين قانون را حفظ کني عمال حکومت با مردم زياد تماس نخواهند داشت .
افسران وسربازان ارتش را راضي نگه دار و با آنها بدرفتاري نکن . اگر با آنها بد رفتاري کني آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند . اما در ميدان جنگ تلافي خواهند کرد ولو به قيمت کشته شدن خودشان باشد و تلافي آنها اينطور خواهد بود که دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اينکه وسيله شکست خوردن تو را فراهم کنند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده وبگذار اتباع تو بتوانند بخوانند وبنويسند تا اينکه فهم وعقل آنها بيشتر شود وهر چه فهم وعقل آنها بيشتر شود ، تو با اطمينان بيشتري ميتواني سلطنت کني .
همواره حامي کيش يزدان پرستي باش . اما هيچ قومي را مجبور نکن که از کيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش که هرکس بايد آزاد باشد و از هر کيش که ميل دارد پيروي نمايد .
بعد از اينکه من زندگي را بدرود گفتم . بدن من را بشوي و آنگاه کفني را که من خود فراهم کرده ام بر من به پيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار . اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هرزماني که ميتواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي مرا در آنجا ببيني و بفهمي ، که من پدر تو پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست وپنج کشور سلطنت ميکردم ،مردم و تو نيز مثل من خواهي مرد . زيرا سرنوشت آدمي اين است که بميرد ، خواه پادشاه بيست وپنج کشور باشد خواه يک خارکن و هيچ کس در ان جهان باقي نخواهد ماند . اگر تو هر زمان که فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت را ببيني ، غرور وخود خواهي برتو غلبه خواهد کرد ، اما وقتي مرگ خود را نزديک ديدي ، بگو قبر مرا مسدود نمايند و وصيت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اينکه بتواند تابوت حاوي جسد تو را ببيند .
زنهار زنهار ، هرگز هم مدعي وهم قاضي نشو اگر از کسي ادعايي داري موافقت کن يک قاضي بيطرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد . و راي صادر نمايد . زيرا کسي که مدعي است اگر قاضي هم باشد ظلم خواهد کرد .
هرگز از آباد کردن دست برندار . زيرا که اگر از آباد کردن دست برداري کشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت زيرا اين قاعده است که وقتي کشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود . در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده وشهر سازي را در درجه اول قرار بده .
عفو وسخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولي عفو بايد فقط موقعي بکار بيفتد که کسي نسبت به تو خطايي کرده باشد و اگر به ديگري خطايي کرده باشد و تو خطا را عفو کني ظلم کرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي .
بيش از اين چيزي نميگويم اين اظهارات را با حضور کساني که غير از تو در اينجا حاضر هستند ، کردم . تا اينکه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را کرده ام و اينک برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس ميکنم مرگم نزديک شده است
بخش دوم ـ شاهنشاهي هخامنشي
كمبوجيه و تصرف مصر
كشور فرعوني مصر چگونه به تصرف ايرانيان در آمد؟
فرجام آخرين فرعون مصر چگونه بود ؟
كاهنان مصري دربارهي كمبوجيه چگونه قضاوت كرده و چه نوشتهاند؟
گائوماتا كه بود؟ آيا داستان كودتاي گائوماتا حقيقت دارد؟
_________________________________
داريوش بزرگ
جهانداري داريوش بزرگ
فتوحات داريوش بزرگ در هندوستان و شرق اروپا
سنگنبشتهي داريوش بزرگ در بغستان
سنگنشتهي داريوش بزرگ در نقش رستم
___________________________
تئوري سياسي شاهنشاهي
چگونه شاهنشاهان ايران دولت را از حالت ديني بيرون آورده دنيائي كردند؟
_____________________________________
خشيارشا و يونانيان
آيا داستان شكست خشيارشا دربرابر آتن حقيقت دارد؟
چرا يونانيان در دوران داريوش بزرگ و خشيارشا آنقدر شيفتهي ايران و ايرانيان شده بودند؟
روابط دولت ايران با يونيانيان در زمان داريوش بزرگ و خشيارشا چگونه بود؟
____________________________________________
بخش نخست ـ پيدايش ايران
قوم ايراني
اساطير ايراني
اقوام آريائي در چه زماني از تاريخ و در كدام سرزمينها با هم ميزيستند؟ هجرتهاي قبايل آريائي در چه زماني از تاريخ به طرف هندوستان و اروپا و به درون فلات ايران آغاز گرديد؟ چرا فقط فلات ايران به قوم آريائي انتساب يافت و نام ايرانزمين گرفت كه به معناي سرزمين آريائيان بود؟ ايرانيان در زمانهاي دور تاريخ چه دين و آئيني داشتند و عقايد دينيشان چگونه بود و خدايانشان چه نام داشتند؟
____________________________________
زرتشت و دين ايراني
زرتشت در چه زماني و در كدام سرزميني پرورش يافت؟ چرا زرتشت به بلخ در غرب تاجيكستان كنوني و شرق افغانستان كنوني هجرت كرد؟ تعاليم زرتشت چه بود و چگونه درميان ايرانيان تبليغ ميشد؟ دين زرتشت چگونه در ميان ايرانيان انتشار يافت؟
_______________________________________
تاريخ ماقبل ماد
كشور عيلام ـ لولوبيها و كوتيها ـ كاشيها
پادشاهي ماد
ديائوكو ـ فره ورتيش ـ خشتريته
هوخشتره بنيانگذار شاهنشاهي ايران
تصرف كشور آشور توسط هوخشتره
قبايل پارس و فرجام پادشاهي ماد
__________________________________________
كورش بزرگ
تسخير كشور ليديا ـ تسخير امپراتوري بابل
كورش بزرگ به گواهي اسنات تاريخي
نوشتههاي يونانيان در بارهي كورش بزرگ ـ نوشتههاي تورات و انبياي يهود دربارهي كورش بزرگ ـ نوشتههاي كاهنان بابلي در بارهي كورش بزرگ ـ لوح معروف به حقوق بشر كه كورش بزرگ در بابل صادر كرد
آرم جمهوری اسلامی ایران
![]()
آیا می دانید که طراح نشانه و پرچم جمهوری اسلامی ایران چه نام دارد؟ در اینجا توجه شما را به مصاحبه ای که مجله « پاسدار اسلام » در سال 1362 با طراح پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران ترتیب داده بود جلب می نماییم.
فرصتی دست داد که با جناب آقای « مهندس ندیمی » طراح آرم جمهوری اسلامی ایران گفتگوی مختصری داشته باشیم. از ایشان می خواهیم تاریخچه ای از چگونگی پیدایش آرم جمهوری اسلامی را از ابتدا و طی مراحل تکاملی آن توضیح دهند.
-پاسخ سؤال شما به صورت خیلی اجمالی بدین قرار است:
ایده چنین کاری از پیش از انقلاب در ارتباط با تفسیری که از سوره حدید در یکی از درسهای مذهبی شنیدم در ذهنم کاشته شد. از آن بحث چنین دریافتم که حکومت اسلامی از دیدگاه قرآن دارای سه بعد یا پایه اساسی است ، یعنی « کتاب » ، « ترازو » و « آهن » و یا به عبارت قرآنی « کتاب » ، « میزان » و « حدید » ، و اینکه هر جامعه ای هر یک از این سه بعد یا پایه را کم داشته باشد راهش به فلاح نیست. این نقطه شروع در ذهن من بود تا اینکه پس از پیروزی انقلاب و در اوایل آن ، حضرت امام آن سخنرانی تاریخی را ایراد فرمودند و در آن خواستار جدی عوض شدن نشان و علامت کشور شدند و به صراحت عنوان کردند که شیر و خورشید باید عوض شود. پس از سخنرانی مزبور من طرح قضیه را جدی تر گرفتم و روی آن سیاه مشقهایی که از قبل داشتم به طور جدی کار را شروع کردم.
در نهایت طرح موجود آماده شد که یک نسخه از آن را به دفتر امام در قم فرستادم . البته پس از سخنرانی امام در مورد تعویض آرم ، مسابقه ای برای طرح نشان و آرم جمهوری اسلامی توسط دولت در مطبوعات مطرح گردید که به دنبال آن نسخه ای از طرح آرم را نیز برای نخست وزیری که عهده دار برگزاری مسابقه بود فرستادم.
در مرحله اول طرح دیگری انتخاب و اعلام شد و در یک سری از اسکناس ها نیز به چاپ رسید. در واقع مساله مختومه بود تا این که یک شب قبل از چاپ شدن طرح در روزنامه ها آقای رفسنجانی تلفن زدند و فرمودند : « این طرح در شورای انقلاب تصویب شده و به تنفیذ حضرت امام نیز رسیده است و بهتر است خود شما روی طرح کل پرچم هم کار کنید. »
در قانون اساسی آمده است که پرچم رسمی ایران به رنگهای سبز و سفید و سرخ و با علامت مخصوص جمهوری اسلامی و شعار « الله اکبر » است. یعنی می بایست علاوه بر این آرم شعار الله اکبر نیز در پرچم وجود داشته باشد و به همین دلیل از من خواسته شد که طرح پرچم را هم آماده و به شورای انقلاب ارائه دهم . پس از آن در ارتباط با دبیر شورای انقلاب چندین طرح برای پرچم آماده کردم و تحویل دادم که در نهایت طرح فعلی در شورای انقلاب به تصویب رسید و اعلام شد.
این تاریخچه بسیار فشرده ای بود از به وجود آمدن این آرم . البته کلیه مشخصات هنری و فنی آرم و پرچم در جزوه ای که توسط موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران به عنوان استاندارد پرچم جمهوری اسلامی ایران به چاپ رسیده درج شده است که در دسترس می باشد.